ميرزا ابراهيم
6
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
و سمت شمالى درهاى دارد كه درهء دماوندش مىگويند ، كه محل عبور مردم است به مازندران . هشت نه فرسخ درخت و باغات است ، مخصوص دهى دارد [ كه ] اسمش ديزك مىباشد كه ميوهء بسيار دارد . و ايوانكيف در زمستان الى 13 حمل ، آب دارد . و آب خوراكيشان از پنج آبانبار است . و مسجد و تكيه و حمام و امامزاده دارد . هوايش گرم است . ملكش اربابى است . مردمان حاجى و صاحب پول هم دارد . داخل در جمع ورامين است و آبش قدرى شورمزه است . و رودخانهاى هم دارد كه ايام تابستان خشك مىشود . آنطرف رودخانه سمت شرقى ، هفت هشت سال است كه خانه بنا كردهاند . به طهران مسافت دوازده فرسخ [ و ] به قشلاق پنج فرسخ [ است ] . [ راه ايوانكيف به قشلاق ] از بابت راه از ايوانكيف به قشلاق كه پنج فرسخ است به مسافت يك فرسخ و نيم گذشته اول سردره است . كه بالاى تپه ، قراولخانهء نادرى مخروبه از آجر است . كه خيابان از ميان دره است . كه جوى آب شور روان مىباشد . سه ربع فرسخ آمده دست چپ ، توى دره ايضا قراولخانهء سنگى خرابه است . و اين دو قراولخانه به حكم نادر شاه ساخته شده بود كه هرگاه افغان بيايد مستحفظين مانع شوند [ و ] جنگ نمايند . و ربع فرسخ ديگر گذشته سردره تمام مىشود . كه همهء اين سردره يك فرسخ است . [ دهكدهء قشلاق ] از دره بيرون آمده اول خوار است . و دو راه دارد كه راه دست چپ